نساجیران

خرید بک لینک

کاربرد بیوتکنولوژی در صنعت نساجی

کاربرد بیوتکنولوژی در صنعت نساجی، از حدود 100 سال قبل، با به کارگیری آنزیم های آمیلاز استخراج شده از مالت برای زدودن آهارهای نشاسته ای آغاز شد. امروزه با پیشرفت بیوتکنولوژی، راه حل های کم هزینه و مؤثر فزاینده ای در فرآیند های نساجی به وجود آمده است. با پیشرفت های صنعت نساجی، کاهش هزینه در تولید انبوه ضروری به نظر می رسد. بیوتکنولوژی می تواند در هر مرحله از تولید و فرآیندهای تکمیلی آن، از مواد اولیه الیاف تا مرحله تصفیه پساب، باعث صرفه جویی در هزینه ها شود. این فناوری، علاوه بر کاهش هزینه، با کاهش مضرات زیست محیطی ناشی از شوینده ها و مواد شیمیایی، منجر به ایجاد صنعت دوست دار محیط زیست می گردد. از طریق بیوتکنولوژی و استفاده از مواد جایگزین با آثار جانبی کمتر به جای مواد شیمیایی رایج در صنعت نساجی، نه تنها مشکل آلودگی زیست محیطی حل می شود، بلکه کیفیت و پایداری عملیات نیز بهتر می گردد. زمینه های کاربرد بیوتکنولوژی در صنعت نساجی بطور مختصر در جدول بیان شده اند که در ادامه به تشریح هر یک از آنها پرداخته می شود. البته کاربردهای عملی امروزی عمدتاً شامل به کارگیری آنزیم ها به ویژه آمیلازها در آهارگیری، سلولازها در زیست پرداخت کالاهای سلولزی و سنگ شویی کالاهای جین، پروتئازها در عمل آوری پشم و ابریشم و بالاخره آنزیم ها در شوینده ها می باشد. دورنمای استفاده از بیوتکنولوژی در سایر زمینه ها نیز مورد توجه محققان بوده و در حال پیشرفت است.

www.نساجیران.com

نساجیران...

ما را در سایت نساجیران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: داودی بازدید: 61 تاريخ: يکشنبه 17 فروردين 1393 ساعت: 19:26

صنعت نساجی از قدیمی ترین صنایع بشری محسوب می شود چرا که نیاز به لباس و پوشاک بعد از نیاز به غذا و مسکن از نیازهای اولیه انسان به شمار می آید. نشانه هایی از بافندگی و نساجی مربوط به دوران پارینه سنگی به دست آمده است. نشانه های ضعیفی در موراوی پیدا شده است. نشانه های مشخصی از بافندگی در دوران نوسنگی در سوئیس پیدا شده است.

«در حدود پنج هزار سال پیش از میلاد مردم غارنشین فلات ایران بر اثر تغییراتی که از لحاظ آب و هوا و تشکیل مزارع و چمنزارها به وجود آمد به دشت ها روی آوردند و زندگی تازه ای را آغاز کردند و در تمدن آن ها نسبت به دوران های پیشین پیشرفت بیشتری دیده شد. قدیمی ترین مردم دشت نشین، مردم محل سیلک (Sialk) نزدیک کاشان بودند که آثار زندگی ایشان را در آن جا به دست آورده اند. ..... چون در همین محل مقداری دوک های سنگی و گِلین به دست آورده اند تصور می رود که مردم آن زمان با صنعت نساجی آشنایی داشته اند.»[۱]

صنعت نساجی در جریان انقلاب صنعتی رشد چشمگیری داشت.

 

www.نساجیران.Com

نساجیران...

ما را در سایت نساجیران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: داودی بازدید: 51 تاريخ: يکشنبه 17 فروردين 1393 ساعت: 19:23

ufeff

چگونگی پیدایش لباس

 

ایرانیان از بیش از 10 هزار سال پیش دارای تمدن بوده اند. از این رو، ریشه ی بسیاری از دستاوردهای بشر را در این تمدن می توان یافت. برای مثال، نخستین ابزار ریسندگی و بافندگی در غار كمربند، نزدیك بهشهر، یافت شده است كه به 7 هزار سال پیش از میلاد مسیح بازمی گردد. به علاوه، در قدیمی ترین بخش های شهر باستانی شوش، كه در خوزستان قرار دارد، سوزن های سوراخ دار پیدا شده است.

این دستاوردهای و نوآوری های دیگری كه در دوران های بعدی رخ داد، صنعت پارچه و پوشاك ایران را پیشتاز و سرآمد جهانیان كرد. جالب است بدانید اسكندر مقدونی، با آن كه به ایران حمله و آن را اشغال كرده بود، لباس ایرانی می پوشید. در این جا به برخی از نوآوری های ایرانیان در زمینه ی پوشاك و پارچه اشاره می شود.

 

كت و شلوار

ایرانیان نخستین مردمانی بودند كه كت آستین دار و شلوار می پوشیدند. مردمان تمدن های دیگر، بابلی ها، آشوری ها، یونانی ها و رومی ها، شلوار نمی پوشیدند و حتی یونانی ها ایرانیان را به خاطر شلوارهای رنگی شان مسخره می كردند. ایرانیان حتی نوعی شلوار ویژه ی سواركاری نیز داشتند كه تنگ و چسبان بود و اغلب از چرم ساخته می شد.

شلوار در اصل شروال خوانده می شد. عرب ها آن را سروال نامیدند و جمع آن را سراویل می گویند. در تركی و كردی نیز شروال گفته می شود. مجارهای آن را شلواری (Schalwary) می گویند. به زبان لاتین، سارابارا (Sarabara) گفته می شد. واژه ی انگلیسی Pajama (پاجاما) از واژه ی پای جامه ساخته شده است كه از واژه های فارسی كهن است.

 


پوشش زنان

ایرانیان از دیرباز به پاكدامنی اهمیت می دادند و زنان ایرانی پوشیده با چادر یا پوشش های دیگری كه بخش هایی از موها را می پوشاند و تنه را در بر می گرفت، در میان مردان ظاهر می شدند. در یك مهر سنگی استوانه ای كه از دوره ی هخامنشی برجای مانده و اكنون در موزه ی لوور فرانسه نگهداری می شود، شاهزاده ی ایرانی و ندیمه هایش دیده می شود كه شاهزاده چادر و ندیمه ها سرپوش دارند. در طرحی كه روی سنگی در ارگیلی تركیه نقش بسته است، زن ایرانی باپوشش چادر و سوار بر اسب دیده می شود. حتی سرپوش های پارچه ای دوره ی هخامنشی از زیر برف های منطقه ی پازریك روسیه پیدا شده است. (یادآوری می شود، سرزمین هایی كه نام بردیم، بخشی از امپراطوری پهناور پارس ها بودند.)

 

گلدوزی

نقش زدن بر پارچه و لباس از دیرباز در ایران مرسوم بود. در تابوت سنگی اسكندر كه در موزه ی استامبول نگهداری می شود، ایرانیان شلوارهایی با پارچه های زیبا پوشیده اند كه طرح دار و گاهی نقش هایی از گل ها دارند. گل دوزی در دوره ی صفویه به شكوفایی رسید به نحوی كه هنرمندان روم شرقی (امپراتوری بیزانس) طرح های ایرانی را بر لباس های فاخر نقش می زدند. حتی ریشه ی عنصرهای اصلی گلدوزی امروزی نیز به ایران بازمی گردد كه از راه كشورهای ساحل دریای مدیترانه به ایتالیا و اسپانیا رفته و بعدها در سرزمین های دیگر مورد توجه قرار گرفته است.

 


ابریشم ایرانی

بافتن پارچه از ایران آغاز شده و تا دروه ی صفوی از مهم ترین فرآورده های صادراتی ایرانیان بوده است. با آن كه بافت ابریشم به چینی ها بازمی گردد، ابریشم ایرانی در دوره ی ساسانیان به چنان كیفیت و ظرافتی رسیده بود كه چینی ها نیز از ایران پارچه ی ابریشمی وارد می كردند. برخی از پارچه های ایرانی كه ویژه ی اسقف ها تهیه شده، هنوز در گنجینه های كلیساهای اروپا نگهداری می شود.

ردپای شكوه صنعت پارچه بافی را در واژه های ایرانی كه به زبان های مختلف راه یافته است، می توان پیدا كرد.

در زبان عربی: دیباج (از واژه ی دیباگ به مفهوم زری ابریشمی) و استبرق (از واژه ی ستبرگ به مفهوم نوعی پارچه ی ابریشمی)

در زبان انگلیسی: Tafta (از واژه ی تافته به مفهوم نوعی پارچه ی ابریشمی) Chintz (از واژه ی چیت به مفهوم نوعی پارچه)

در زبان روسی: Izarbaf (از واژه ی هزارباف به مفهوم پارچه ی زری گلابتون) و Partcha (از واژه ی پارچه)

 

 

لباس ورزش

ایرانیان نخستین مردمانی هستند كه از لباس ورزشی استفاده می كردند. چوگان ورزش باستانی و مورد علاقه ی ایرانیان بود. چوگان بازان نوعی پیراهن نیم آستین و شلوار تنگی می پوشیدند تا هنگاه بازی راحت تر باشند. جنس پیراهن چوگان بازی را نیز نوعی انتخاب كرده بودند تا كم تر عرق كنند. انگلیسی ها در سال های استعمار هندوستان در آن سرزمین با چوگان و لباس نیم آستین آشنا شدند و آن را به خود به اروپا بردند كه بعدها به آمریكا نیز راه یافت و به تی شرت های امروزی منجر شد.

 


لباس شوالیه ها

در دوره ی اشكانیان و ساسانیان مردان جنگی خود و اسبانشان را زره پوش می كردند. در تاق بستان، در كرمانشاه، سربازی زره پوش سوار بر اسب زره پوش بر پهنه ی سنگ كنده كاری شده است كه با دیدن آن به یاد شوالیه های اروپایی می افتیم. در واقع، شوالیه های اشكانی سرمشق شوالیه های اروپایی قرار گرفتند.

 

لباس

 

نوآوری های دیگر

دستكش: گزنفون، تاریخ نگار یونانی با ایرانیانی روبه رو شده بود كه دستهایشان را در پوست های ضخیم و قاب هایی نگه می داشتند. نمونه هایی از دستكش های زینتی در موزه ی ایران باستان نگهداری می شود.

انوع كلاه: ایرانیان از دیرباز كلاه های گوناگونی می پوشیدند كه نشان دهنده ی موقعیت اجتماعی آنان بود. كلاه پاپ ها و حتی تاج برخی از پادشاهان قدیم اروپا، برگرفته از كلاه و تاج پادشاهان ایران است.

چكمه : پوشیدن چكمه های چرمی از زمان هخامنشیان مرسوم بود و حتی ژوستی نین، امپراتور روم شرقی، چكمه های ایرانی می پوشید.

شال: هنوز هم در زبان انگلیسی به همین نام خوانده می شود (shawl) و نوع مردانه و زنانه ی آن هر دو نوآوری ایرانی هستند.

آن سه خرمند: طرحی از سه مغ زردشتی كه برای شست و شو و معطر كردن عیسی مسیح(ع) دعوت شده یودند. این تصویر موراییك، بر دیوار كلیسای سنت اپالینار در شهر راون ایتالیا نقش بسته است.

 

 www.نساجیران.com

نساجیران...

ما را در سایت نساجیران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: داودی بازدید: 58 تاريخ: يکشنبه 17 فروردين 1393 ساعت: 19:19

رسیدن اصفهان به جایگاه یک شهر صنعتی و تبدیل شدن آن به «منچستر شرق» در دوره پهلوی اول، یک اتفاق ناگهانی و بدون زمینه نبود. این حادثه ریشه در استعدادهای شهری و فراهم آمدن محیط مساعد کشوری داشت؛

امری که بر بیشتر جنبه های حیات شهری و اجتماعی این منطقه اثر گذاشت. برپایی 9 کارخانه عظیم نساجی تا سال 1320 و بعد از آن رسیدن این کارخانه ها به تعداد بیست کارخانه، تا سال 1345، شهر اصفهان را وارد مرحله تازه ای كرد. صنعت به خودی خود و بدون شرایط لازم در هیچ کجا رشد نمی یابد و اگر هم از اتفاق در جای نامساعدی کاشته شود، بعد از مدتی خشک شده و از بین خواهد رفت . (نمونه آن دو کارخانه نخ ریسی دوره ناصری است) چه شد که در این دوره پنجاه ساله، به یکباره اصفهان در صنعت نساجی استعداد خود را یافت و در بستر خود این صنعت را نشاند و شکوفا گردانید؟ این روند چه اثراتی بر حیات اجتماعی مردم شهر بر جای نهاد؟  شهرسازی و فضای شهری را تا چه حد متحول کرد؟ وجود این همه کارخانه بر موضوعات اجتماعی مانند بیکاری، سواد، مهاجرت، حمل و نقل، بیمه های اجتماعی، خدمات درمانی، بهداشت و امور خیریه چه اثری بر جای نهاد؟ جنبش های کارگری و تحولات سیاسی وابسته به آن چه بودند؟ در این کتاب سعی شده است از دریچه روزنامه ها و اسناد به بخشی از این پرسش ها پرداخته شود. شاید این خصوصیت روزنامه باشد که موضوعات را تک بعدی نمی نگرد. مثلا در میان هزاران سندی که راجع به کارخانه های نساجی اصفهان برجای مانده است، شاید هیچ کدام به این امر اشاره نداشته باشند که وجود این همه کارگر، در خیابان های شهر چه تغییراتی به وجود آورده و یک نمونه میزان دوچرخه سواران در خیابان ها را چه اندازه زیاد کرده بود. جنبش کارگری و نزاع های خیابانی در هیچ کجا بدین وضوح بر صفحه کاغذ نیامده اند. پیامد های زیست محیطی صنایع نساجی، به عنوان مسایل روزمره، بیشتر در روزنامه ها انعکاس می یافت. کارنامه مدیران صنایع به روشنی در مطبوعات همان روزگار قابل بررسی است. نگاه مردم عادی و روزنامه نگاران، به عنوان نماینده افکار عمومی، نسبت به صنعت و جنبه های مختلف آن،  در کتاب ها و اسناد یافت نمی شود، بلکه در خلال اوراق روزنامه هاست که می توان به این داده های مهم دست یافت.
 

www.نساجیران.com

نساجیران...

ما را در سایت نساجیران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: داودی بازدید: 64 تاريخ: يکشنبه 17 فروردين 1393 ساعت: 19:17

تاریخچه لباس ملی در ایران

 


 

بر اساس آنچه که در دانش نامه ایرانیکا نوشته شده ، پوشاک ایرانی ها طی سال های اولیه سلسله پهلوی، شبیه پوشاک دوره قاجار بود که اختلافات میان اقوام، روستاها، مناطق و نیز طبقات اجتماعی را منعکس می کرد. در اواخر قرن نوزدهم میلادی تلاش های زیادی برای تغییر پوشش از سوی حکومت صورت گرفت. مخصوصا پس از انقلاب مشروطه که بسیاری از مردان به خارج سفر کرده بودند پوشش اروپایی و پوشیدن کت و شلوار، پاپیون و کراوات را پذیرا شدند. در 29 بهمن 1301 مجلس لایحه ای را تصویب کرد که همه کارکنان خدمات شهری، اعضای کابینه و نمایندگان مجلس را ملزم به پوشیدن پوشاک دوخت ایران در طول ساعات کار می کرد. این دستورالعمل در اول میزان 1302 بنا بر حکم وزیر جنگ، سردار سپه شامل پرسنل نظامی نیز شد.

در 4 مهر 1307کابینه مقرر کرد که تمام مردهای ایرانی به طور یکدست و به سبک غربی لباس بپوشند. تن پوش های بیرونی سنتی مانند شال ها، قباها، سرداری ها و لباده ها، با کت جایگزین شد. شلوارهایی که به طور سنتی از پارچه سیاه جناغی یا مشابه آن دوخته می شد با شلوار و کمربند غربی جایگزین شدند.

این عمل نیز با مقاومت و اعمال زور روبرو شد. اکثریت قریب به اتفاق زنان ایرانی به گونه ای تربیت شده بودند که حجاب را واجب تر می دانستند و معتقد بودند آشکار ساختن سر و گردن گناه است. وانگهی، مردان ایرانی کنار نهادن حجاب را آشکارا نشان بی عفتی می دانستند

 تمام کارمندان دولت و دانش آموزان پسر، کلاه های لبه دار استوانه ای معروف به کلاه پهلوی را به جای کلاه های خز مرسوم و کلاه های بیضوی به سر کردند. فقط روحانیون، شامل استادان مدارس، طلاب دینی و زعمای سایر مذاهب به رسمیت شناخته شده از این حکم که در روز اول فروردین 1308 در شهرها و یک سال بعد در دهات و مناطق روستایی اجرا شد، معاف بودند.

در خرداد تا تیر 1313 پهلوی اول از ترکیه دیدن کرد و در آنجا عمیقاً تحت تاثیر برنامه های کمال آتاترک برای مدرنیزه کردن قرار گرفت. او مصمم شد که ایرانی ها هم چون اروپایی ها لباس بپوشند. او در ترکیه دستوری خطاب به نخست وزیر وقت صادر کرد که مقرر می داشت از آن پس تمام کارگران ایرانی کلاه های لبه دار به سبک اروپایی بر سر بگذارند. توجیه او این بود که لبه پهن کلاه، کارگرانی را که در هوای آزاد کار می کردند از آفتاب سوختگی حفظ می کند. در 16 تیر 1334 حکم کابینه، به سر گذاشتن این کلاه را برای تمام مردان اجباری ساخت و به این ترتیب جای کلاه پهلوی را گرفت. این دستور که به شدت اعمال می شد مقاومت های زیادی را خصوصاً در استان ها برانگیخت.

در یک واقعه مشهور، گروهی از مسلمانان به رهبری روحانی صریح اللهجه ای به نام شیخ تقی بهلول در مسجد گوهر شاد مشهد بست نشستند که در آنجا مورد حمله نیروهای امنیتی قرار گرفته و تعدادی از مردم کشته شدند. پیش از واقعه گوهر شاد، پهلوی اول شخصاً برای تغییر لباس زنان الزام و اجباری اعلام نکرده بود.

در خرداد تا تیر 1313 پهلوی اول از ترکیه دیدن کرد و در آنجا عمیقاً تحت تاثیر برنامه های کمال آتاترک برای مدرنیزه کردن قرار گرفت. او مصمم شد که ایرانی ها هم چون اروپایی ها لباس بپوشند. او در ترکیه دستوری خطاب به نخست وزیر وقت صادر کرد که مقرر می داشت از آن پس تمام کارگران ایرانی کلاه های لبه دار به سبک اروپایی بر سر بگذارند

 بعضی اعضای دربار که در خارج تحصیل کرده بودند با منسوخ کردن کامل حجاب موافق بوده و بر حضور زنان در فعالیت های اجتماعی تاکید داشتند. یکی از حامیان چنین دیدگاهی، وزیر وقت دربار، عبدالحسین تیمورتاش بود که در جلسه کابینه در سال 1312 واردات کلاه زنانه از خارج را قانونی کرد. سرانجام در سال 1314 پهلوی اول، دستور به کشف حجاب داد. وی نخستین حکمران منطقه بود که چنین کاری را انجام می داد. آتاترک حجاب را ممنوع نکرده بود.

این عمل نیز با مقاومت و اعمال زور روبرو شد. اکثریت قریب به اتفاق زنان ایرانی به گونه ای تربیت شده بودند که حجاب را واجب تر می دانستند و معتقد بودند آشکار ساختن سر و گردن گناه است. وانگهی، مردان ایرانی کنار نهادن حجاب را آشکارا نشان بی عفتی می دانستند. از طرفی فشار پلیس اجتناب ناپذیر بود. آنها زنان را کتک می زدند، چادرها و روسری هایشان را کشیده و پاره می کردند و حتی خانه هایشان را به زور می گشتند. هر چند رفته رفته مقاومت مردم بر زور حکومت فایق آمد، اما سه تا چهار سال آخر سلطنت پهلوی اول، زن ها با لباس های بلند ساده، جوراب های کلفت و کلاه های حصیری لبه پهن، در اجتماع ظاهر می شدند. در برخی روستاها و شهرهای کوچک، زنان دیگر خانه هایشان را ترک نکردند، تا آنکه رضا خان در شهریور 1320 مجبور به کناره گیری شد. در دوران پهلوی دوم نیز بی حجابی و تقلید از مدهای غربی میان گروهی از مردم ایران رواج داشت. تا آنکه در سال 1357 و با پیروزی انقلاب اسلامی، بی حجابی برای زنان ممنوع و پوشیدن لباس های ساده تر از آنچه مد غرب بود برای مردان به عنوان ارزش شناخته شد.

 

www.نساجیران.Com

نساجیران...

ما را در سایت نساجیران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: داودی بازدید: 78 تاريخ: يکشنبه 17 فروردين 1393 ساعت: 19:08

صفحه بندی